قرابتها و تمایزات احمدزاده و رحمانی
دوره مدیریت هر دو پر از فرازوفرودهای بسیاری بود. حوادث ۱۴۰۱ و بعدها شهادت شهید رئیسی دوره احمدزاده را با حواشی و مصائب زیادی توأمان کرد. فارغ از این اتفاقات ملی بزرگ، احمدزاده خیلی زود به گزینهای مستعد و بالقوه برای عزل در رسانهها تبدیل شد. با هر تنش و کنش ملی و استانی رسانهها به جعل گزینههای جانشین اقدام میکردند. زمانی که دولت سیزدهم برای پوشش ضعفها و عدم تحقق شعارهایش به عزل درمانی پناه برد و معاون اجرایی آن دولت از پرونده عزل برخی از استانداران خبر داد بسیاریها احمدزاده را یکی از اولین قربانیان این طرح دانستند. در عمل اما اینگونه نشد احمدزاده که گریه در دیشموک جهانیاش کرده بود ماند و یک انتخابات پر حرفوحدیث مجلس را برگزار کرد.
انتخاباتی که روایتهای غیررسمی از برخی انتقادات به روند اجرایی آن حکایت داشت. اعتراض به این موضوع به صحن علنی مجلس نیز کشیده شد و روشنفکر علیه برخی تخلفات در صحن به ایراد نطق پرداخت. همچنین سلامت نهایی انتخابات در حوزه انتخابیه کهگیلویه بهراحتی تأیید نشد و کار طبق برخی اظهارنظرها تا مرحله ابطال پیش رفت. بسیاریها اعتراضات و شعارهای تند علیه احمدزاده در روز تودیعش را بیربط با اتفاقات انتخابات در کهگیلویه نمیدانند.
احمدزاده متأثر از حلقه جوان و تشکیلاتی تصمیمگیرنده در رأس دولت، تقریباً عذر همه مدیران دولت قبل را خواست و کابینه مدیریتی خود در استان را کاملاً همسو بست.
رابطه نزدیکی میان وی و مهدی روشنفکر برقرار بود. روشنفکر حتی چند مرحله بیشتر از زارعی خود را تا مقام تأییدکننده و تعریف دهنده استاندار تنزل داده بود تا بدینگونه همراهی استاندار را برای جانمایی و پیادهسازی برنامههایش داشته باشد.
سید جواد هاشمی گزینهی معاونت سیاسی نبود؛ اما به لطایفالحیلی معاون شد، تا مرز عدم امضای حکم نهایی پیش رفت و در نهایت مورد غضب احمدزادهایها قرار گرفت و به حاشیه رانده شد. هاشمی آن مقدار که در ابتدای دوره رحمانی ارج گذاشته شد در پایان دوره احمدزاده معاون سیاسی مقربی نبود.
برای یدالله رحمانی اما داستان از لون دیگری بود. رحمانی شاید دوست داشت که گزینه استانداری فارس باشد؛ اما خیلی بعید است به کهگیلویه و بویراحمد فکر کرده باشد و یا حتی احتمالاً او به مخیله دیگری راهیافته باشد. رحمانی البته بدون نسبت و وصلت با کهگیلویه و بویراحمد نبود. او زمانی در استان مدیر بود و در سالهای دولت روحانی در زمانی که معاون اقتصادی استانداری فارس بود با برخی مدیران کهگیلویه و بویراحمدی در ارتباط نزدیک قرار داشت. تا آخرین روزها صحبت از استانداری هوشنگ صیدالی مدیر نفتی بویراحمدی با حمایت مستقیم محمد بهرامی و غلامرضا تاجگردون بود. کمیته انتصابات وزارت و شخص اسکندر مؤمنی و معاون سیاسی وزارت علی زینی وند باوجود فشار تاجگردون زیر بار صدور حکم صیدالی نرفتند . وقتی صیدالی از گردونه خارج شد فتاح محمدی به یکقدمی استانداری رسیده بود که فشار و ورود برخی عوامل ذینفوذ نام یدالله رحمانی را رو کرد و او اندکی بعد با حضور مؤمنی و زینی وند در سالن شلوغ اجتماعات دانشگاه یاسوج بهعنوان استاندار کهگیلویه و بویراحمد معرفی شد.
رحمانی در ادامه یکی از بهترین استانداران در اجرای فرامین وفاق بود. انتصابات در طول ادوار از مهمترین موضوعات کاری استانداران است و با همین مقوله استانداران سنجیده میشوند. حتی اگر این دو جنگ بزرگ اتفاق نمیافتاد تفاوت چندانی در رویه و نوع برخورد رحمانی در مقوله انتصابات پیش نمیآمد. هر اندازه احمدزاده تشکیلاتی و اجراکننده سیاست عبور از بانیان وضع موجود بود رحمانی خود را تشکیلاتی نمیدانست و تعهدی هم برای خود به حامیان انتخاباتی پزشکیان قائل نبوده و نیست.
البته تیم رحمانی این نوع نگاه را قبول ندارند. رحمانی بخشی از اعتبار خود را وقف رحمتالله قیصری مشاور رسانهایاش کرد. بر عکس قیصری اما علیرضا رحمانی مدیرکل دفتر چهرهای بی حاشیه و محجوب نشان داده است و تعامل خوبی با رسانهها دارد.
موضوعی که شاهد عکس آن در دوره احمدزاده بودیم. احمدزاده با انتصاب سید افضل حسینی بهعنوان مدیرکل حوزه استانداری عملاً این حوزه را به یکی از کانونهای اصلی قدرت و تولید برخی حواشی تبدیل کرد. دفتری که حتی برخی از معاونین را به حاشیه برده بود.
البته در میان معاونین مرادعلی پیوند توانست بخشی از استقلال خود را حفظ کند. او بیشترین نقش را در استخدام برخی از جوانان وابسته به کانونهای قدرت در استان داشت.
استخدام برخی جوانان بدون رعایت ضوابط و با نوعی تبعیض سبب شکلگیری بیشترین انتقادات و اعتراضات به احمدزاده شد. در عوض نه رحمانی چنین مسیری را میخواست تکرار کند و نه امکان سازمانی آن برای وی وجود داشت و تنها موردی که در دوره وی اتفاق افتاد همان انجام امورات استخدام رحمتالله قیصری بود که سبب شکلگیری هجمه زیادی بر او شد.
اگر چه احمدزاده دوست داشت استان را یک کارگاه کوچک عمرانی خطاب قرار دهد و رحمانی در جلوی رئیسجمهور از چنان آمار عجیب اقتصادی سخن میگفت که تعجب و حیرت پزشکیان را نیز بر انگیخت؛ ولی در عمل کهگیلویه و بویراحمد تاکنون همان کهگیلویه و بویراحمد سابق و کمتر برخوردار است.
برخی گشایشها و طرحها در گچساران یقیناً کمترین رابطه با سیکل اداری و خواست استانداران دارد و تنها ناشی از نفوذ بودجهای و سیاسی شخص تاجگردون است.
تاجگردون البته در دوره جدید به نظر میرسد از دخالت در امورات استان کم کرده است و اولویتهای او از استانی به ملی تغییر کرده است. هر چند در کوتاهترین زمان افتادن سایهی اقتدارش باز هم سایهی وی بر فضای سیاسی استان سایهی بلندی است.
استانداران زیادی به استان آمدهاند و رفتهاند؛ ولی در عمل جز روزمرگی و گاهی برخی میراثهای جزئی چیزی از هبچکدام از آنها شاهد نبودهایم. حالا هم در این دوره به نظر میرسد بعد از دههها انتظار قرار است ساختمان جدید استانداری به بهرهبرداری برسد. ساختمان فیزیکی که بهتنهایی منشأ هیچ اتفاق خاصی نخواهد بود و این اراده و ابتکار استانداران در کنار شرایط باثبات و مطلوب کشور است که اثرات آن به استانها و شهرستانها نیز سرایت خواهد کرد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0