کد خبر : 2555
تاریخ انتشار : جمعه 21 ژوئن 2024 - 11:41

امیر مومنان و منطق تباه “هر کس بیاید، می پذیرم”

امیر مومنان و منطق تباه “هر کس بیاید، می پذیرم”

به گزارش سیمای زاگرس، محمد ایمانی، فعال رسانه در تلگرام نوشت: امیر مومنان و منطق تباه”هر کس بیاید، می پذیرم”! آقای پزشکیان لا به لای مواضع متناقضش، گاهی هم به نهج البلاغه امیر مومنان (ع)؛ و این معیار، کار ارزیابی را آسان تر می کند. این نامزد محترم در مناظره دیشب، وقتی با انتقاد درباره

به گزارش سیمای زاگرس، محمد ایمانی، فعال رسانه در تلگرام نوشت:

امیر مومنان و منطق تباه”هر کس بیاید، می پذیرم”!

آقای پزشکیان لا به لای مواضع متناقضش، گاهی هم به نهج البلاغه امیر مومنان (ع)؛ و این معیار، کار ارزیابی را آسان تر می کند.

این نامزد محترم در مناظره دیشب، وقتی با انتقاد درباره حضور اعضای دولت روحانی در ستادش مواجه شد، گفت: “هر کسی به ستاد من بیاید می پذیرم، چون می خواهم رای بگیرم. اما آنچه عمل می کنم سیاستهای مقام معظم رهبری است”.

چگونه می شود علی الدّوام از وضعیت اقتصادی انتقاد کرد و در عین حال “هر کس” را در ستاد خود، صرفا با این منطق که “می خواهم رای بیاورم”، پذیرفت؟!

آیا می شود ارکان دولتی که بانی وضع موجود بودند، دور او حلقه بزنند و او باز هم ادعا کند که می خواهد وضع موجود را بکند؟! چنین رویکردی با رویکرد امیر مومنان سازگاری دارد ؟!

امیر مومنان (ع) اگر بنا داشت هر کسی را در میان اطرافیان و حامیان بپذیرد، ۲۵ سال از حق خلافت محروم نمی شد. امام اگر سر سوزنی مانند آقای پزشکیان فکر می کرد، از ائتلاف با زر اندوزان و قدرت طلبان و تبدیل شدن به اکثریت در شورای شش نفره باز نمی ماند.

پس از مرگ خلیفه سوم نیز، هنگامی که مردمِ تشنه عدالت، با هیجان تمام با حضرت بیعت کردند، به مشاوران نمی گفت که به مردم خیانت نمی کند.

برخی مشاوران به حضرت می گفتند فعلا چند صباحی با دست بُردگان به بیت المال و مناصب، یا طلب کنندگان آن (از معاویه و عمرو عاص، تا طلحه و زبیر که اتفاقا جزو حامیان بودندند) مماشات کند، یا سهمی به برخی امتیاز طلبان بدهد، تا بتواند پایه های قدرت را محکم تر کند.

جناب آقای پزشکیان! امیر مومنان نگفت چون می خواهم قدرت به دست بیاورم، بنابراین مماشات می کنم و هر کسی را برای افزایش رای و قدرت، در میان اطرافیان خود می پذیرم.

بر عکس، در خطبه ۱۲۶ نهج البلاغه فرمود: “أَ تَأْمُرُونِّی أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ فِیمَنْ وُلِّیتُ عَلَیْهِ وَ اللَّهِ لَا أَطُورُ بِهِ مَا سَمَرَ سَمِیرٌ وَ مَا أَمَّ نَجْمٌ فِی السَّمَاءِ نَجْماً لَوْ کَانَ الْمَالُ لِی لَسَوَّیْتُ بَیْنَهُمْ فَکَیْفَ وَ إِنَّمَا الْمَالُ مَالُ اللَّهِ…

آیا به من امر می‌کنید پیروزی را با ستم بر رعیتی که بر آنها حکومت دارم، طلب کنم؟ به خدا سوگند تا شب و روز برقرار است، و ستارگان یکی پس از دیگری در می آیند چنین نخواهم کرد. اگر مال از آنِ خودم بودُ باز هم میان همه مساوات برقرار می کردم، چه رسد به آنکه مال، مال خداست.

شرط عدالت، مرزبندی با ضییع کنندگان آن است. به همین دلیل هم وقتی با خیرخواهی، از امام خواسته می شد فعلا سراغ امویان نرود یا با آنها ائتلاف تشکیل دهد، این آیه شریفه سوره کهف را تلاوت می کرد “وَ ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُداً. من گمراهان را به یاری نمی گیرم”.

اصلا چه کسی از طلحه و زبیر به امام نزدیک تر؟ هم خویشاوند بودند، هم صحابی رسول خدا (ص)، هم مجاهدان مجروح میدان های جنگ، هم معترضان به بی عدالتی های دوران خلیفه سوم! امام هم که حمایت لازم داشت. پس چرا دست رد به سینه آنها زد و موجب برپایی جنگ جمل شد؟

چون آنها امتیاز ویژه از قدرت و بیت المال می خواستند. و هیچ تفاوتی با اشرافیت اموی نداشتند. شورش بعدی آنها نیز درستی قضاوت امام را نشان داد.

مضحک ترین رویداد این بود که مدعیان عدالت خواهی با اطرافیان خلیفه سوم (عزل شدگان از قدرت) که بانی وضغ موجود بودند، ائتلاف کردند و با این وجود مدعی حق و عدالت شدند.

امام درباره این ائتلاف شوم (بانی وضع موجود و در عین حال معترض به آن و مدعی اصلاح و تغییر) فرمود: “انهم لیطلبون‌ حقا هم ترکوه و دما هم سفکوه. همانا آنها حقی را مطالبه می‌کنند که‌ خودشان ترک کردند و قصاص خونی را می‌خواهد که خودشان ریختند. (خطبه ۲۲ نهج البلاغه)

اما نکته آخر. آقای پزشکیان می گوید با مردم صادق باشیم. خوش بینانه می گوییم که این باور اوست. اما این چه نوع صداقتی است که ایشان، نمودار های اقتصادی ساخته و پرداخته توسط برخی فعالان ستاد را سر دست می گیرد که فارغ از درستی جزئیات، از ۱۴۰۰ یا ۱۴۰۱ شروع می شود؟

ایشان چرا سه سال عملکرد موفقیت آمیز دولت شهید رئیسی را با سه سال آخر دولت آقای روحانی -که بدترین رکورد های اقتصادی را به ثبت رساند- مقایسه نمی کند؟

اصلا آیا دولتمردان روحانی که ستاد پزشکیان را قبضه کرده اند، چنین اجازه ای به او می دهند؟ متاسفانه او در این ستاد، محکوم است و نه حاکم. منفعل است نه فعال و تصمیم گیر. و این، شرط رجل سیاسی- مذهبی و مدیر و مدبر بودن را زیر سوال جدی می برد.

امیر مومنان و منطق تباه "هر کس بیاید، می پذیرم"

*بازنشر مطالب شبکه‌های اجتماعی به منزله تأیید محتوای آن نیست و صرفا جهت آگاهی مخاطبان از فضای این شبکه‌ها منتشر می‌شود.

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.