۲۱:۴۱:۰۳ - چهارشنبه ۴ مهر ۱۳۹۷
کتاب پایی که جا ماند روایتی از زندان های مخفی عراق
سید ناصر حسینی پور نویسنده کتاب پایی که جا ماند همراه با ۴ برادر و پدر خود در دوران دفاع مقدس از مرزهای ایران اسلامی دفاع کردند.                     سیمای زاگرس به نقل از صداوسیما:   سید ناصر حسینی پور نویسنده کتاب پایی که جا ماند همراه با […]

سید ناصر حسینی پور نویسنده کتاب پایی که جا ماند همراه با ۴ برادر و پدر خود در دوران دفاع مقدس از مرزهای ایران اسلامی دفاع کردند.



روایتی از زندگی نویسنده کتاب پایی که جا ماند

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سیمای زاگرس به نقل از صداوسیما:   سید ناصر حسینی پور نویسنده کتاب پایی که جا ماند همراه با ۴ برادر و پدر خود در دوران دفاع مقدس از مرزهای ایران اسلامی دفاع کردند.

کتاب پایی که جا ماند، یادداشت‌های روزانه سیدناصر حسینی پور از زندان‌های مخفی عراق است.
سید ناصر حسینی پور این کتاب را به گروهبان عراقی، ولید فرحان، سرنگهبان اردوگاه ۱۶ تکریت، که در زمان اسارت، او را بسیار شکنجه و آزار داده، تقدیم کرده است.
سید ناصر چهارده ساله است که به جبهه می‌رود و شانزده ساله است که در آخرین روزهای جنگ، در جزیره مجنون به اسارت عراقی‌ها درمی آید؛ درحالی که دیده‌بان است و در واحد اطلاعات فعالیت می‌کند.
وقتی اسیر می‌شود یک پایش تقریباً قطع شده و به رگ و پوستی بند بوده است که در عراق قطع شد.
حسینی در زمان اسارت با زحمت فراوان،به دور از چشم زندان بانها و پنهان سازی، خاطراتش را نوشته و در عصایش نگهداری می‌کند.
او پس از پایان اسارت موفق می‌شود این خاطرات را با خود به ایران بیاورد و کتاب «پایی که جا ماند» را در بیش از ۷۰۰ صفحه به رشته تحریر درآورد.
او به روایت اتفاقاتی که در جبهه و دوره اسارت گذرانده، پرداخته و نوشته‌است که زمان اسارت پایش عفونت کرده و نهایتاً عراقی‌ها پایش را قطع می‌کنند.
با این حال تصمیم می‌گیرد در دوره بعد از اسارت باز هم دیده‌بان اتفاقات و حوادث باشد، اما این بار بدون دوربین و دکل، در بخشی از کتاب پایی که جا ماند می‌خوانیم:
“امروز بعدازظهر دمای هوا نسبت به روزهای قبل چند درجه کمتر بود. هر چند برای ریختن آتش تهیه از غروب تا موقع طلوع خورشید مشکلی نبود؛ برای دشمن مشکل در روز و گرمای بالای ۴۵ درجه بود. روایتی از زندگی نویسنده کتاب پایی که جا ماند
دشمن با شلیک گلوله‌های دودزا و فسفری برای ثبت تیر، جادهٔ خندق و جاده‌های عقبه و پشتیبانی ما از جمله جاده‌های سیدالشهدا، بدر قمربنی‌هاشم، صاحب الزمان، شهید همت و جادهٔ جدیدالاحداث شفیع‌زاده معروف به توپخانه را گراگیری کرد.
در این‌جور مواقع دشمن جاده‌ها، سنگرهای فرماندهی، محل تجمع نیروها، آتشبارهای ادوات و توپخانه را با گلوله‌های دودزا نشانه‌گیری می‌کرد، دیده‌بان‌های عراقی محل اصابت گلوله‌ها را رصد کرده و برای پاتک ثبت تیر می‌کردند.
آن‌طور که بچه‌های اطلاعات قرارگاه می‌گفتند، عراقی‌ها روبه‌روی جزیرهٔ مجنون فقط ۱۳۰ کاتیوشا در خط دوم‌شان مستقر کرده بودند”.
سید ناصر جزو بیست هزار اسیر ایرانی در تکریت است که مفقودالاثر اعلام شده و از حقوق اسیر جنگی بی‌بهره‌ بودند.
شهریور ۱۳۶۹، سید ناصر و اسرای دیگر با هواپیما عازم ایران می‌شوند.
جانشین فرمانده سپاه استان با اشاره به از خود گذشتگی های ماندگار رزمندگان کهگیلویه و بویراحمدی در دوران دفاع مقدس در مناطق مختلف عملیاتی گفت:استان مقام اول را در اعزام نیروی داوطلب به جبهه های جنگ در دوران دفاع مقدس نسبت به جمعیت داشت که طبق آمار حدود ۲۳ درصد جمعیت استان در جنگ ۸ ساله مشارکت داشتند.
سرهنگ انصاری افزود: کهگیلویه و بویراحمد ۱۸۸۰ شهید، ۱۳ هزار جانباز، ۳۳ هزار رزمنده و ۶۱۸ نفر آزاده در دوران دفاع به ایران و اسلام تقدیم کرد.

منبع:
خبرگزاری سیمای زاگرس خبرگزاری سیمای زاگرس خبرگزاری سیمای زاگرس خبرگزاری سیمای زاگرس خبرگزاری سیمای زاگرس خبرگزاری سیمای زاگرس